
راوی: آقای محمدنژاد سالهای آخری که حاج موسی زنده بود وقتی بعضی دوستان رو می دید می گفت بچه ها رو بیارید خونه مون چرا کم می آیید سر می زنید.وقتی هم به اتفاق دوستان خدمتش می رسیدیم خوشحالی ایشان خوشحالمون می کرد خیلی تحویل می گرفت ومحبت می کرد و جریان تولد علیرضا رو که تعریف می کرد بعد خیلی شکر خدا می کرد و می گفت سرنوشت علیرضا از اول جور دیگه ای رقم خورد وتا شهادتش هم اتفاق های عجیب براش می افتاد.چند ماه محرم آخری که حاج موسی با عصا برای دهه اول به مسجد آیت ا.. شفیعی می آمد وقتی چراغ ها خاموش بود...
ادامه مطلب